X
تبلیغات
رایتل

EXPOSED

روزگار قبل از نشانه‌های تمدن

 

حضرت اشرف عصری راه افتاده و الان که این‌جا ساعت نزدیک به سه صبح هست هنوز توی راهه و تا برسه به شهری که کار داره می‌شه طرف‌های پنج صبح . بعد من هم از نگرانی خوابم نمی‌بره چون هی باید بهش زنگ بزنم تا مطمین بشم که موقع رانندگی خوابش نگرفته باشه احیانن زمانی - سابقه‌ی این رو داشته که خواب‌آلود بوده و به من گفته باهاش تلفنی حرف بزنم تا خوابش نبره . از اون جهته همه‌ش .  

 

 

از سر شب دارم به این فکر می‌کنم که پس مامان چی کار می‌کردن همه‌ی اون سال‌ها که پدر به خاطر کارشون چند شب در هفته نبودن و جنگل بودن . یا ساعت دوازده شب می‌رسیدن و چاهار صبح دوباره می‌رفتن . همه‌ی اون سال‌هایی که موبایل نبود و همه‌ی اون سال‌هایی که موبایل بود ولی پدر لج کرده بودن که من پول تو جیب مخ‌ابرات جیم الف نمی‌ریزم . چی کار می‌کردن مامان همه‌ی اون سال‌ها . چه‌طور با نگرانی‌شون کنار می‌اومدن؟ این چه دلی بود آخه؟ چه تحملی . چه طاقتی بود آخه؟  

 

نمی‌دونم . با همه‌ی علاقه‌یی که به تاریخ دارم . من زن روزگار ام‌روزم . تصور زندگی بدون نشانه‌های تمدن ام‌روزی یعنی موبایل . کامپیوتر و لپ‌تاپ و خلاصه همه‌ی گجت‌های الکترونیکی برای من غیر قابل باور هست . واسه همین هم نمی‌تونم بفهمم که وقتی که ما بچه بودیم بزرگ‌ترها چه‌طور روزگار می‌گذروندن! از عهده‌ی من که بر نمی‌آد . حالا مامان چه‌طور این‌ کار رو می‌کردن دیگه الله اعلم . من که نمی‌تونم......