خانه عناوین مطالب تماس با من

EXPOSED

EXPOSED

پیوندها

  • Daily Noonoosh
  • Ranitidine
  • آدم و حوا در تبعید
  • آذر کمان
  • آش‌پزباشی
  • آقا دوماد چه کاره‌ن؟
  • آلوچه خانوم
  • آی‌لار
  • ابر چند ضلعی
  • ابله نامه
  • اتاق دویست و سه
  • اتفاق‌های روزانه
  • اراجیف یک عدد کابوی تنها
  • ازدواج اشتباهی
  • افق‌های درهم
  • افکار انار
  • افندوک‌نامه‌های یک قزن‌قلفی
  • ام‌اس من
  • این داستان واقعی‌ست
  • با تو خودم هستم
  • بادهای بنفش تیره
  • بارانی باید تا که رنگین‌کمانی برآید
  • بایرامعلی تقدیم می‌کند
  • بلفی و لی‌لی‌بیت
  • بلوط
  • بمان برای من بمان دو چشمت آسمان من
  • بوتیمار
  • به خاطر خدا هم‌سرت را ببوس
  • بی‌تا
  • پازل بی‌پاسخ
  • پت پست‌چی
  • پریسا در دریای خوش‌بختی
  • پشت این پنجره باران قشنگی‌ست گلم
  • پشت دیوارها
  • پیاده‌رو
  • پینک‌فلویدیش
  • تازه عروس
  • تخت‌خواب دو نفره
  • جامعه‌شناسی زمینی
  • جوجه جی‌پی
  • جوگیریات کیامهر باستانی - آرشیو پرشین‌بلاگ
  • چاقی خوش‌بخت در آستانه‌ی تاهل
  • چُلمَن خان
  • حزن نگاه
  • حموم زنونه
  • حوض ماهی
  • خاطرات من و سامی
  • خاطرات یک پزشک قانونی
  • خاطرات یک تازه عروس
  • خاطرات یک عاقد
  • خاله آذر
  • خانوم حنا
  • خرمالو
  • خواهرانه
  • خورشید خانوم
  • خوش‌بختی
  • خیاط‌باشی
  • دست‌نوشته‌های یک کودک فهیم
  • دو بچه گربه
  • دو تا حیرون من و تو
  • دو من!!
  • دوشس
  • رساله‌ی صد فرمان
  • روح تکانی
  • روزنگار آقای الف
  • روزنگار خانوم شین
  • روزنوشت‌های یک تازه عروس
  • زنانه‌ترین اعترافات حوا
  • زن‌بابای ام‌روزی
  • زن متولد ماکو
  • زیتون
  • ژانرشناسی
  • ساروی کیجا
  • سبک‌سر
  • سبک وزن
  • سر هرمس مارانا
  • سرزمین آفتاب
  • سرزمین سبز لب‌خند
  • سروستان
  • سلام به ناممکن
  • سمپادی‌های دانش‌گاه جندی شاپور اهواز
  • سوسک‌نامه
  • سیرترشی متاهل
  • سین سین دختری در معدن زغال
  • شاه‌نگار
  • شراگیم
  • شیطنت‌های یک دندان‌پزشک
  • صدف
  • طعم به یاد ماندنی
  • طنز متفاوت
  • عروس جوان
  • عروس ساده‌ی بی‌سیاست
  • عروس کوچولو
  • عکس‌داستان
  • غربتستان
  • غزل‌خونه
  • فتوغراف‌چی منحرف
  • فرجام
  • فریاد بی‌صدا
  • فلفل بانو و جناب دل‌دار
  • قبله‌ی قبیله‌ی من چشم‌های شماست
  • قدغن
  • قصه‌های دختر پرتقالی
  • کاش‌کی شعر مرا می‌خواندی
  • کت‌بالو
  • کرگدن
  • کرگدن - آرشیو پرشین‌بلاگ
  • کلبه‌ی عشق من و آقای هم‌سر
  • گام‌های معلق
  • گفت و چای
  • گوش‌زد
  • گیج منگولی
  • گیلاس خانومی هستم
  • ماجراهای خانه‌ی ما
  • ماجراهای مارگزیده
  • ماجراهای من و هم‌سری
  • مادر سپید
  • مادران ام‌روز
  • مادر شوهر + خواهر شوهر = بامب
  • ماه‌آفرید ماه کوچک خانه‌ی ما
  • ماه هفت شب
  • مرحومه مغفوره - آرشیو پرشین‌بلاگ
  • مکث
  • مملکته داریم؟
  • من و آبانی
  • من و ام‌اس
  • من و پسرم
  • من و خواست‌گارانم
  • من و شوشو
  • من و هسملی
  • من و هم‌سرم عاشقانه هم را دوست داریم
  • من هم چه‌گوارا هستم
  • مهرنوش
  • میرزا قلم‌دون
  • می‌روم خوش به سبک‌بالی باد همه ذرات وجودم آزاد
  • میم نون ملقب به آرزو گم شد
  • نازمنگولا
  • نام من فریدخت است
  • نشانی او
  • نیاز
  • نیم دایره
  • هزار و سی‌صد و هفتاد و نه
  • هم‌سر بانو
  • همه دختران من
  • همون خرسه که قهوه‌یی بود
  • و اینک آخر دنیا
  • وب‌لاگ دو نفره
  • وقایع ابن محمود
  • یادداشت‌های مامان نیلو برای اهل خونه‌ش
  • یادداشت‌های نیک‌آهنگ
  • یادداشت‌های یک دختر حاجی
  • یادداشت‌های یک گلابی دیوانه
  • یک زن ذلیل
  • یک زن یک حس یک نقطه
  • خاطرات یک دون‌ ژوان بازنشسته
  • فلوت‌زنی روی بام
  • جوگیریات کیامهر باستانی
  • سطرهای سپید
  • تاگ‌نوشته‌های دکولته بانو
  • زنبیل درویشی
  • توکای مقدس
  • حرف اضافه
  • میرزا قلم‌دون - آرشیو بلاگ‌اسکای
  • تاکسی‌نوشت
  • خوش‌بختیم
  • من و هم‌سرم در کنار هم زندگی می‌کنیم
  • خاطرات تلخ زندگی یک پزشک
  • عطر برنج
  • دل‌نوشته‌های یک دختر دم بخت
  • ماجراهای دُناتا
  • طنز + جوکستان شلم شوربا = هر هر هر
  • من یک معشوقه هستم
  • خاطرات یک کهنه عروس
  • ده‌تای بچگی‌ها دوسِت دارم
  • خانم کوچک
  • این روزهای آرتا خان
  • زن دو شوهره
  • من یک عروس نمونه‌ام
  • ذهن منحرف یک هیولای گشاد
  • ماجراهای یک فندق پنجاه کیلویی بی‌خانه
  • خارخاسک هفت دنده
  • مامان خاتون
  • مرحومه مغفوره
  • لک‌لک
  • گام‌های معلق لک‌لک
  • چنین عروس و چنان خواهر شوهر
  • زرافه‌ی ایده‌آلیست
  • سی و پنج درجه
  • من ، قهوه و تنهایی

دسته‌ها

  • روزانه 19
  • من و فانتزی‌هایم 2
  • بی‌خوابی نوشت‌ها 6
  • خاطره‌ها 6
  • جلف بازی 9
  • عصبانی نوشت‌ها 5
  • دل‌نوشت 9
  • من و مادرم 3
  • اعترافی‌جات 2
  • Discussions 2
  • ترانه بازی 1
  • دنیای این روزهای من.... 3

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ﺟﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ - ﻳﻜﻢ
  • همین جوری الکی
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • من رگ شیرازی ندارم . ولی فامیل‌های شیرازیمون رو خیلی دوست دارم!!
  • یاد اون روزهای.....
  • لی‌لی لی‌لی حوضک
  • إ وری نایس ویکند
  • حس‌ ِ ناب‌ ِ .......
  • عزیز جانم ز سفر باز آمد

بایگانی

  • بهمن 1395 1
  • تیر 1390 1
  • خرداد 1390 3
  • اردیبهشت 1390 2
  • فروردین 1390 5
  • اسفند 1389 8
  • بهمن 1389 3
  • دی 1389 4
  • آذر 1389 8
  • آبان 1389 11
  • مهر 1389 11
  • شهریور 1389 13

آمار : 47339 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • زن ساده‌ی کاملی که من هرگز نبوده‌ام..... جمعه 26 شهریور‌ماه سال 1389 17:52
    زنگ زده می‌گه ببخشید . می‌گم بی‌خیال . من دیگه عادت کردم . ولش کن . تموم شد دیگه . ادامه‌ش نده . می‌گه پس برو بخواب . می‌گم خوابم نمی‌آد . می‌گه چه خبر . می‌گم هیچ‌چی . سکوت می‌کنه . من هم . خداحافظی می‌کنیم در سکوت . کلمه‌ها تا خود صبح ولی تو سرم رژه می‌رن و فریاد می‌کشن..........
  • قهوه‌ی تلخ و معما و هلوسینیشن من! جمعه 26 شهریور‌ماه سال 1389 04:23
    نشستم پای قهوه‌ی تلخ . بعد تمام این دو قسمتی که دیدم فکم رو زمین بود که گریم سیامک انصاری چرا شده یه ترکیبی از دکتر ناطق‌پور و دکتر منتظرقائم . بعد دلم واسه کلاس‌ها و دانش‌کده تنگ شد یک‌هو کللی...... حالا واقعن این‌طوریاس یا من این‌طوری می‌بینمش این رو؟!
  • واسوزه سه‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1389 20:51
    خراب و خسته می‌شوم - جز دل تو که دار نیست جز تو در این خرابه‌ها - نشانی از دیار نیست به درد بوسه می‌زنم - به زخم سجده می‌برم سوای این زخم زدن - دست مرا به کار نیست دست مرا به کار نیست دست مرا به ک ا ر نیست دست مرا به کار ن ی س ت
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1389 22:25
    جریان زندگی من به اضافه‌ی مسایل جانبی‌ش شده داستان اون ومپایره* که می‌خواسته خودکشی کنه . می‌ره یک بشکه آب مقدس** می‌خوره . مردن که نمی‌میره هیچ . واسه هزار سال اسهال می‌گیره فقط *Vampire - دراکولا . خون‌آشام **Holly Water - آبی که کشیش یا اسقف تقدیس می‌کنه برای غسل تعمید یا برکت دادن و دعا کردن اشخاص و مکان‌ها و اشیا...
  • کیک می‌پزیمممممممممممم مثل ماه! یکشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1389 09:08
    بعد فکر کن ساعت هشت صبح بیدار شی و یک‌راست بری توی آش‌پزخانه و شروع کنی کیک پختن! پ.ن. دی‌شب ساعت سه و نیم صبح خوابیدم. پ.ن.۲. کی بود می‌گفت صبح‌ها من رو با یک من عسل هم نمی‌شه خورد بس که اخلاقم مرباست مخصوصن اگه کله‌ی سحر از خواب بیدار شم؟ پ.ن.۳. هشت صبح روزهای شنبه و یک‌شنبه یعنی یک خیلی کله‌ی سحر!
  • من و مدل مو‌هایم شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1389 09:05
    با بچه‌ها نشسته بودیم نسخه‌ی یواشکی The Twilight Saga: Eclipse را نگاه می‌کردیم و من هم طبق عادت دستم به موهایم بود و داشتم با موهایم بازی می‌کردم که یک‌هو دوستم زد زیر خنده‌یی که بند نمی‌آمد! بعد که نفسش کمی جا آمد بریده بریده گفت «آن‌قدر عاشق ادوارد هستی که نشستی ناخودآگاه مدل موهاش رو هم تقلید کردی» و دوباره از...
  • کامنت تبلیغاتی . کامنت ابلهانه . یا ترکیبی از هر دو؟! شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1389 01:35
    یکی به اسم ساناز برام نوشته: سلام دوست عزیز فکر میکنم شما هم توی دانلود از رپید شیر و هات فایل مشکل دارید یا مجبورید اکانت بخرید اما بهتره دست نگه داری با استفاده از این سایت می تویند هرفایلی رو که خواستید از رپیدشیر دانلود کنید بعدش من موندم فکری . این وب‌لاگ کللن یک هفته هم نیست که راه اندازی شده و سر و تهش رو بزنی...
  • *Sleepless In Toronto جمعه 19 شهریور‌ماه سال 1389 03:21
    بی‌خوابی زده‌ است به سرم . شب‌ها عادت ندارم زود بخوابم . زود خوابیدن هم در قاموس من یعنی ساعت دوازده شب بروی بخوابی . کللن من شب‌ها زودتر از ساعت دو نمی‌توانم بخوابم . یعنی اگر بخوابم مثل ام‌شب خوابم مختل می‌شود . نمی‌دانم چه‌ام شده بود . به گمانم به خاطر سردی هوا و خستگی خودم و سر و کله زدن پای تلفن تقریبن طرف‌های...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1389 16:04
    خب . زندگی خوب است و من هم مشغول کارم و سرم شلوغ است و همین‌ها دیگر . دارم یواش یواش عادت می‌کنم به این‌جا . البته هنوز کللی باید باهاش ور بروم تا لمش به دستم بیاید . ولی فعلنه‌اش که بدک نیست . خوش هم می‌گذرد تازه . حالم هم خوب است چشم نزنم اگر خودم را و شما هم چشم نزنید من را به هم‌چنین البته . از این هجرت اجباری...
  • مهاجره! یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1389 19:07
    به قول عمو جان بس که پرشین‌بلاگ بازی می‌آره هی آدم رو عاصی می‌کنه تا اون‌جا که بعد سال‌ها زندگی با عزت آدم تصمیم به جلای محله‌ی قدیمیش می‌گیره به یه خونه‌ی جدید تو محله‌ی جدید . منم که دست به اسباب‌کشیم خوب شده این چند ساله . دنبال عمو جان راه افتادم این‌جا . تا ببینیم چه شود آیا در آخر!
  • 70
  • 1
  • 2
  • صفحه 3