X
تبلیغات
رایتل

EXPOSED

خواب دیده‌ام......

 

خواب دیده‌ام . نه این که خواب نما شده باشم ها . نه . فقط خواب دیده‌ام . این چند شبه هر شبش را خواب دیده‌ام . خواب آدم‌ها و جاها و مکان‌ها . همه‌شان هم خواب‌های واضح و رنگی! همه‌شان هم خواب‌هایی شگفت‌زده کننده...... 

 

خواب دی‌شبم اما . خواب محسن و عباس و امید بود . بیدار که شدم کللی خندیدم . این‌که من و محسن و عباس بعد هفت سال هم‌دیگر را دیدیم و سر به سر هم گذاشتیم یک عالمه و این بابایی دوست داشنتی من هی لی‌لی به لالایم گذاشت و عمو جانم را دعوا کرد که چرا اعتراض دارد به این که او دلش می‌خواهد دختر یکی‌یک‌دانه‌اش را لوس کند .  

 

و عجیب هم چسبید آن‌جا که امید رانندگی می‌کرد و من خم شدم طرفش و سرم را گذاشتم روی پایش و خوابیدم!  

 

 

خلاصه که حالی داد خواب دی‌شبم کللن