X
تبلیغات
رایتل

EXPOSED

نه از تو می‌شه دل برید - نه با تو می‌شه دل سپرد.....*

 

می‌گم خب من اگه بخوام بیام شاید تنها نباشم . هم‌راه اول داشته باشم! 

و بهش مهلت نمی‌دم بپرسه خبری هست آیا یا نه . دست رو پیش می‌گیرم .

می‌گم خب عروسی که هفت هشت ماه دیگه هست . یه وقت دیدی شوخی شوخی یه خبری شد! 

می‌گه خب بیاین . با هم بیاین . چه ایرادی داره مگه؟ 

می‌گم بیایم؟ باهم؟ واقعن؟ 

می‌گه آره خب! 

می‌گم خب بیایم کجا بمونیم اون‌وقت؟ (به عبارت به‌تر منظورمه اوشون کجا باید بمونن) 

می‌گه معلومه خب . همین‌جا . خونه‌ی خودمون .  

می‌گم واقعنی؟  

می‌گه آره! 

می‌گم کدوم اتاق؟ 

می‌گه هر اتاقی که خودت دوست داشتی همون اتاق 

می‌گم تخت‌ها هنوز همون تخت‌هان؟
می‌گه آره 

می‌گم خب تخت یه نفره که به درد من نمی‌خوره که!
می‌گه شما تشریف‌فرما بشین . تخت دونفره هم براتون می‌گیریم که راحت باشین! هرچند رو تخت یه نفره صمیمی‌تر می‌شه خوابید!

می‌گم من اتاق کوچیکه رو می‌خوام. 

می‌گه چه به‌تر!  

می‌گم یعنی واقعنی ایرادی نداره؟! 

می‌گه گفتم که نه! بچه که نیستی که! الان اگه تنها بیای بیش‌تر مشکوک می‌زنی تا با همون هم‌راه اولت باشی . 

 

 

 

 

فقط نمی‌دونم چرا همه‌ش حس می‌کنم زیادی با این مساله کووووووووللللللللللللل برخورد کرد! البته به قول حضرت اشرف برای این‌که من رو شرمنده کنه بس که دختر پررویی هستم! و وقتی که گفتم نه . گفت خب این‌قدر مامانت باز برخورد کردن که من نقل قول رو شنیدم جای تو حسابی خجالت کشیدم . من :  

 

 

 

* پیرو پست دی‌روز . خواستم بگم مامان من تو دنیا تکه از همه نظر . ما دعواها و دل‌خوری‌هامون رو جدی نمی‌گیریم . شما هم جدی نگیرینشون